|
+‡+جون من واسه کسانی هستش که تکو تنها هستن واسه خودشون+‡+
|
||||
| اتماس با ما |
|
|||
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد.
+
نوشته جديد دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 21:42 توسط .•° سامان °•.
|

طراحی مختلف عشق..............
+
نوشته جديد دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 18:43 توسط .•° سامان °•.
|

ز دست تو رنجیدمو چیزی نگفتنم با دیگرانت دیدمو چیزی نگفتم كلی سفارش كرده بودی من نفهمم این نكته رو فهمیدمو چیزی نگفتم
+
نوشته جديد دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 17:57 توسط .•° سامان °•.
|

زندگي زيباست حتي اگر كور باشي.خوش آهنگ است حتي اگر كر باشي-مسحور كننده است حتي اگر فلج باشي -اما بي ارزش است اگر ثانيه اي عاشق
+
نوشته جديد دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 15:46 توسط .•° سامان °•.
|

مثل دیدن، ندیدن خورشید التهاب شقیقه با سر درد زنده ام تا نفس نفس دیگر
+
نوشته جديد دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 14:54 توسط .•° سامان °•.
|

72 ساعت تا رفتنم
+
نوشته جديد یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 10:30 توسط .•° سامان °•.
|

خودکشی یعنی شهامت
خودکشی یعنی جسارت
خودکشی یعنی رهایی
===============================
۱ماه تا پایان جون من
+
نوشته جديد دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 11:13 توسط .•° سامان °•.
|

شعار ندهید که زندگی زیباست 
عشق و امید وآرزو را غرولند نکنید
در می یابید مرگ را

+
نوشته جديد دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 10:38 توسط .•° سامان °•.
|

خود کشی را 
خودکشی ضعف نیست
خودکشی درماندگی نیست
خودکشی جهالت نیست

+
نوشته جديد دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 10:14 توسط .•° سامان °•.
|

زمانی که مغزم پیش می رود به هر نا کجا آباد !
وقتی که غده بد خیم زندگی ریشه کرده است بر روحم
زمانی که برای واژه خوشبختی معنایی نمی یابم
لحظه ای که چشمانم به هر سمتی می رود واژه مصیبت را بر دیواره ها می خواند
من در می یابم مرگ را 
+
نوشته جديد دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 9:57 توسط .•° سامان °•.
|

من در می یابم مرگ را 
خود کشی را
خودکشی دیوانگی نیست
خودکشی حقارت نیست
خودکشی حماقت نیست

+
نوشته جديد دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 9:22 توسط .•° سامان °•.
|

آن زمان که دیگر نمی توان ازسیاهی ها سپیدی ساخت
آن هنگام که جغد پیر ترانه های خکستری بر دیوار اتاقم چنبر می زند
زمانی که درد خیمه می بندد بر چهارچوب مغزم
لحظه ای که هر ثانیه همانند پتک می کوبد بر افکارم
من در می یابم مرگ را
+
نوشته جديد دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 9:6 توسط .•° سامان °•.
|

شبـــــــــي غم با دل من گفتــگو کرد. يادمان باشد اگرشاخه گلي چيديم ، وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نكنيم... پر پروانه شكستن هنـر نيست ، گر شكستيم ز غفلت من و مايي نكنيم... يادمان باشد سر سجاده عشق ، جز براي دل محبوب دعـائي نكنيم... يادمان باشد از امروز خطائي نكنيم ، گر در خود شكنيم هيچ صدائي نكنيم... ========================== 1ماهو15 روز دیگه تا پایان جون من

+
نوشته جديد چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 20:32 توسط .•° سامان °•.
|

مرا به دیار خد برد امید فردایم را کشت و هر گاه به آن ها منور می شوم شیطان میدهد آزارم و من از ابلیس نمی ترسم این چشمان سیاه تو بود بند آگاهیم را برید این چشمان سیاه تو بود اشک ها را درونم تنید و من از چشمان تو می ترسم

+
نوشته جديد یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 0:41 توسط .•° سامان °•.
|

+
نوشته جديد سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 0:16 توسط .•° سامان °•.
|
